تولد متین جان
دفترچه خاطرات قلبم را که خالی از عشق ویکرنگی بود
سرشار از عشق و محبت کردی,نازنینم,زیباترینم
حضور گرم و همیشگی ات راهزاران هزار بار سپاس میگویم


![]()

![]()

![]()
پسرم زردیت بالا بود مجبور شدیم سه بار بزاریمت زیر نور به دفعات زیاد هم ازت خون گرفتن برا ازمایش

![]()
اینم عکس اولین حمام که رفتی

![]()



![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
اینجا چهل روزه هستی همون روز بابا محمود و مامان زری از کربلا اومدن

![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد متین جان
